الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
143
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
خلاصه ، آن كه ارزش تفسير صحابى ، به سبب نزديكىاش به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و توجه فراوان حضرت به امر تعليم و تربيت اوست . نيز به سبب نزديك بودن دوران صحابى به جايگاههاى نزول قرآن و آشناتر بودنش به اهداف و مقاصد آيات مىباشد ؛ چنان كه سيد ابن طاووس مىگويد : « دانش آنان دربارهء نزول آيات قرآن ، صحيحتر است . » « 1 » از اين رو ديدگاه استاد علامه طباطبايى رحمه الله در اين زمينه - كه اعتبار گفتار تفسيرىِ صحابى و نيز تابعى را به سبب نبودِ دليل خاص بر اعتبار آن ، مردد مىداند - عجيب مىنمايد . « 2 » خداوند مىفرمايد : « فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » « 3 » ؛ « چرا از هر فرقهء آنان ، دستهاى كوچ نمىكنند تا در دين آگاهى پيدا كنند و هنگامى كه به سوى قوم خود بازگشتند ، آنان را بيم دهند ؛ باشد كه آنان [ از كيفر الهى ] بترسند ؟ » آيا اين آيه ، دليلى كافى بر حجيت سخن آنان در مقام انذار و تبيين آموختههايشان نيست ؟ آيا انذار ، جز بيان و اعلام مبانى شريعت و معالم دين است ؟ اگر انذار ، حجتى رسا نباشد ، ترسيدن پس از بيان چه وجهى دارد ؟
--> ( 1 ) . سعد السعود ، ص 174 . ( 2 ) . ايشان ذيل آيهء 44 سورهء نحل مىگويد : « اين آيه بر حجيت سخن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در مقام بيان آيات قرآنى دلالت دارد . سخن اهل بيت نيز به دليل حديث ثقلين و ديگر ادله ، به آن ملحق مىگردد ، اما دليلى بر حجيت گفتار ديگران - كه صحابه ، تابعان و ديگر علما هستند - وجود ندارد ؛ چه ، آيه شامل آنان نمىشود و نص قابل اعتمادى وجود ندارد كه حجيت گفتار آنان را به طور مطلق ثابت كند . ( الميزان ، ج 12 ، ص 278 ) . همچنين وى در رسالهء قرآن در اسلام ( ص 49 ) يادآور مىشود كه سخن تفسيرى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، به نص آيهء كريمه ( سورهء نحل ، آيهء 44 ) معتبر است . سخن عترت نيز به نص حديث ثقلين ، حجيت دارد ، اما اقوال صحابه و تابعان ، اعتبارى ندارند ؛ چنان كه ديدگاه ديگر مسلمانان چنين است . اين ، سخنى بس عجيب است . ( 3 ) . توبه ( 9 ) 122 .